السيد جلال الدين الحسيني الأرموي المحدث

1003

تعليقات نقض ( فارسى )

اينجا درج مىكنم و هي : سخن گستران عجم زاده‌اند * كه رونق بدين ملك جم داده‌اند از آن جمله بو القاسم طوسى است * حكيم سخنگوى فردوسى است سخنهاى او چون در و گوهرست * غلط گفتم از گوهر آن بهترست چو آهنگ ميدان خدمت نمود * ز أقران خود گوى سبقت ربود چنان در گلستان معنى چميد * بلفظ درى روح رعنا دميد كه نظمش چو نظم فصيح عرب * بداد از بيان ملك جم را طرب ز حسن بيانات آن شاعرست * نكاتى كه اندر عجم دائرست شد از لطف ابيات آن نامدار * زنو آسياى عجم در مدار « پى افكند از نظم كاخى بلند * كه از باد و باران نيابد گزند » * * * تگر تا حكيم نظامى چه گفت * در مدح او را درين بيت سفت « سخنگوى پيشينه داناى طوس * كه آراست روى سخن چون عروس » ز بستان سعدى گل اين خبر * بياران نقّاد من تحفه بر « چه خوش گفت فردوسى پاكزاد * كه رحمت بر آن تربت پاك باد » شهيرست اين قصّه اندر جهان * شنيده است آن را كهان و مهان كه چون پاك فردوسى از جان فتاد * بجان آفرين جان پاكش بداد نخواندش سر پارسايان نماز * دهن كرد بر علّت اين گونه باز كه فردوسى از اهل تقوى نبود * بشهنامه زردشتيان را ستود اقاويل‌شان جمله تزيين كرد * برايشان ثنا گفت و تحسين كرد چو شب گشت و آن زاهد پاك خفت * « بخواب اندرش ديد و پرسيد و گفت » كه يك بيت من حق پسنديده است * گناهم بدان بيت بخشيده است چو از قيد تن مرغ جانم پريد * بخلد برين آشيان برگزيد همان بيت جانا بشهنامه است * ز ابيات غرّاى آن نامه است « پناه بلندى و پستى توئى * ندانم چه‌اى هرچه هستى توئى »